خرید بک لینک
دلم میخواست
شبی که میرفتی
اتفاقِ سادهای میافتاد

راه را گم میکردی
فاختهای کوکو میکرد
و کلیدی زنگارگرفته
از آشیانهٔ خالی دُرناها
به زمین میافتاد

باران میگرفت
بیدار میشدم
بیدارت میکردم
و ادامهٔ این خواب را
تو تعریف میکردی...
واهه آرمن

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26

صفحه بندی