جزییات یک روز پاییزی
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 18:13
عاشق این ساعت از روزم. ناهار آمادهس و برنج داره آسه آسه دم میکشه. چای هل و دارچین هم همینطور. یه بوی گرم و نرمی پیچیده توی خونه و آفتاب کمجونی که به زور تا لب پنجره خودش رو کشونده بالا. امین حدودای ساعت دو میرسه و من... بعد از کلاس ریاضی اول صبح و درس دادن توابع همانی و کلی بدو بدو بعدش تا برگشتن به...
رفتنت رفتن جان است...
-
تاریخ: 1402/8/15 ساعت: 18:16
صبح که داشتم خودم رو میکشوندم مدرسه! میگفتم دووم بیار... بعد از ظهر پفک داریم و فرندز... حالا شنیدن خبر رفتن چندلر... اعماق قلبم درد گرفت از این خبر... گرچه میتونستم حدس بزنم زودتر از بقیه از دست میره اما بازم زود و ناگهانی بود. بچههای کلاس دارن امتحان میدن و من نمیدونم میتونم تا آخر کلاس حرفی نزنم ...
باید تغییر رویه بدم
-
تاریخ: 1402/8/15 ساعت: 18:16
دقت کردم چندتا پست اخیرم همش درباره مرگ و میره. چه تلخ شدم و خودم خبر نداشتم! برچسبها: از رنجی که میبریم + تاريخ یکشنبه هفتم آبان ۱۴۰۲ساعت 11:52 | مریم | اهل کاشانم ...اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب، من با تبخانهای در طرف دیگر شب ساختهام Adblock test (Why?)
از این رهاترم کنی...
-
تاریخ: 1402/8/15 ساعت: 18:16
امروز رو خونه تنها بودم. معمولا وقتی امین فول تایم سرکاره میرم خونه پدری. ولی امروز بعد از ظهر یه جلسه با استاد کاناداییم داشتم، موندم اینجا که آرومتره و بعد قرار شد یه فایلی برام بفرسته که بخونمش و ادیت کنم اما تا الان هر چی منتظر موندم نفرستاد. از طرفی حس و حال کشوندن لپ تاپ رو تا خونه نداشتم. و ق...
ما وارثان دردهای بیشماریم
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 16:19
اهل کاشانم ...اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب، من با تبخانهای در طرف دیگر شب ساختهام HOME| EMAIL| PROFILE DESIGNER MARYam آمار Adblock test (Why?)
چه بدکرداری ای چرخ
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 16:19
قبل از خواب، یه لحظه توییتر رو نگاه کردم و چشمم روی قتل فجیع داریوش مهرجویی خشک شد! تند تند اخبارو بررسی کردم و صحت داشت. تا خود همین الان کابوس میدیدم، فکر دخترش که وقتی اومده خونه با چه صحنهای رو برو شده از سرم بیرون نمیره... این پیرمرد چیکار کرده بود مگه؟ :(برچسبها: درد داشتAdblock test (Why?)
غمپروریم... حوصله شرح قصه نیست...
-
تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 18:53
وقتی میبینم با تمام مشکلاتی که داشتم نشد یه ترم برای خودم سیو کنم، در حالی که بقیه تونستن، خیلی دلم به حال خودم میسوزه. عمیقا ته دلم غصهای میشه... کاش میدونستم و پارسال اون درخواست لعنتی رو زودتر داده بودم و این همه مسئولین اون دانشگاه نکبت سلیقهای عمل نمیکردن... حقیقتا روحم با این داستان هیچ وقت کن...
در ادامه غرغرها
-
تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 18:53
ملت با تغییر فصل، دنبال استایل جدید و خرید لباس پاییزهان. چی به من میرسه؟ آفرین به مخاطب باهوش! حساسیت فصلی :/ بعد من این مرض رو توی تهران یا نداشتم یا خفیف بود. اینجا قشنگ از ته گلوم تا بصل النخاعم خارش داره و دیگه الاناس که بینیمو از جاش دربیارم بدم سگ گاز بزنه :| همه علائم سرماخوردگی هم دارم. خدا...
هنوز عرق ملی باقی مونده!
-
تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 18:53
وسط کشتیها نشستم آبغوره میگیرم. با باختشون، با بردشون و با آلرژی خودم :)برچسبها: همین حوالی + تاريخ یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۲ساعت 22:30 | مریم اهل کاشانم ...اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب، من با تبخانهای در طرف دیگر شب ساختهام Adblock test (Why?)
جغدیسم
-
تاریخ: 1402/6/18 ساعت: 23:42
خوابم نمیبره! چند روزی بود صبح نسبتا زود بیدار میشدم و بعد از ظهر نمیخوابیدم، شب بیهوش میشدم. و خیلی این روال رو دوست داشتم. اما از دیشب که سرشب قهوه خوردم ( واقعا چرا آدم با طناب همسر خوش خواب خودشو میندازه توو چاه) و شب تا ساعت سه خوابم نبرد و امروزم سرحال نبودم چندان. و خب مجبور شدم یه تایمی بخوا...
در ادامه پست قبل
-
تاریخ: 1402/6/18 ساعت: 23:42
-خوابیدن تا ساعت هشت صبح و وقعی ننهادن به آلارم و ادامه دادن تا 9:45 دقیقه !done (افتخار کن به خودت مریم جان :/)- پیگیری اولیه دو مورد کار ادرای از طریق ارسال ایمیل و فرستادن گزارش یک صفحهای !done- تماس با استاد راهنما !done- درست کردن شربت هل و گلاب و زعفرون با تخم شربتی !done- شستن دستشویی !done- ...
گزارش کار روزانه
-
تاریخ: 1402/6/18 ساعت: 23:42
هر چی دیروز مفید بودم، امروز گند زدم. مرسی واقعا :))+ یعنی خوردم به یه تستی که پارسال تحلیل کرده بودم و الان درک نمیکردم که چی شد! و خب تا الان درک کردنم طول کشید. و خروجی قابل ثبت: صفر! برچسبها: از رنجی که میبریمAdblock test (Why?)
گر میگریزم از نظر مردمان رهی /عیبم مکن! که آهوی مردم ندیدهام :)
-
تاریخ: 1402/6/13 ساعت: 9:13
خب امین رو فرستادم باشگاه و خونه داداشش. داداش امین پریشب عمل فتق کرد و رفتیم بیمارستان ملاقات. حالا دوباره گفتم برو خونهشون یه سر بزن. گفت تو نمیای؟ گفتم نه دیگه من مزاحمشون نشم! عملم کرده شاید بخواد دراز بکشه راحت باشه (البته که در باطن! بابا من آهوی مردم ندیدهام! باید بشینم توو خونه با خودم خلوت ...
به این صورت
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 23:15
اهل کاشانم ...اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب، من با تبخانهای در طرف دیگر شب ساختهام HOME| EMAIL| PROFILE DESIGNER MARYam آمار Adblock test (Why?)
کجای این همه راهی...
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 23:15
غروب جمعهاس. توی خونه تنهام... امین سرکاره. بعد از چند روز مریضی و گلودرد و سردرد و ... امروز کمی بهتر بودیم...و اون رفت سراغ کارش... خونه دقیقاااا فاز خوابگاهی رو داشت که بچهها خونهان و تو آخر هفته تنها موندی. خونه والدین اینطرفی و اونطرفی هم نرفتم. گرچه از صبح کلی تلفن جواب دادم که اوکیام و غذا دا...
ما حسرت یک خندهی دنباله داریم
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 22:52
اهل کاشانم ...اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب، من با تبخانهای در طرف دیگر شب ساختهام HOME| EMAIL| PROFILE DESIGNER MARYam آمار Adblock test (Why?)
به یادتون هستم
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 22:52
جای همگی سبز حرم حضرت معصومه هستم. بابای امین یه امآرآی از سرش داشت که کاشان دستگاهش نبود و اومدیم قم. ساعت سه بهمون نوبت دادن. امیدوارم مشکل خاصی نباشه. و با دارو حل بشه انشالله. توی این فاصله اومدیم زیارت. چقدر حس خوبی داره. به قول استاد راهنمام که ذکر خیرش D: زیاد بوده این مدت. ثابت شده انرژی مکا...
جواهرنشان
-
تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 18:30
امروز امین سرکار بود و گفت تا 5-6 برنمیگرده و ناهار رو سازمان میخوره. من در باطن بشکن زنان و در ظاهر حسرت خوران بدرقهش کردم :))) از این بابت که لازم نیست ناهار بپزم و میتونم با باقی مانده کوکوسبزی دیروز و هله هوله رفع گرسنگی کنم. و در عوض با خیالی آسوده پای لپ تاپ بشینم. بسم الله رو که گفتم و لپتاپ ...
باورِ من اینه؛ که همیشه، توو زندگیمی
-
تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 18:30
از محدوده کاشان خارج میشویم. حد ترخص را نگذراندهایم که برمیگردم و یک بار دیگر همه شهر را از نمای دورتر از نظر میگذارنم. پرچمهای سیاه براق از فاصلهای دور با وزش باد تکان میخورند و انعکاس نور جلوهی جالبی به آنها میبخشد. شبیه برگهای درخت سپیدار در تلاقی نور و نسیم. دو ماه محرم و صفر، از کاشان که بیرون ...
گفته بودم همسایهایم توی کاشان؟
-
تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 18:30
دریغ از یه خط روضه و مداحی قشنگ توی شام غریبان امشب. پوکر فیس وایسادیم به مدلهای مختلف لباس مشکی ملت نگاه کردیم و برگشتیم. علی ضیا هم بود. هشتگ بچه محل خوشتیپ :)برچسبها: همین حوالیAdblock test (Why?)