حد اعلای عشق - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 13:22
نوشتههای سبیدو رو هم دوست دارم. خاصه :)پدربزرگم خیلی مرد زندگی نبود، و طبیعتا تاوانشم بیشتر از همه مادربزرگ داد، فکر میکنم دیگه کمکم بشه ازش به عنوان یک قاعده یاد کرد، این که همیشه تاوان بیکفایتی ه
استارت - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 13:22
ننوشتنهام داره طولانی میشه و این حرفهای تلنبار شده زندگی رو سختتر میکنه. اما فکر میکنم دیگه باید تغییر کنم. به قول آناگاوالدای من او را دوست داشتم "باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشکها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها...
کراش آکادمیک - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 13:22
استاد راهنمام داخل جلسه دفاعه. منو فرستاده دنبال کارهای جلسه با ستاد بیوتکنولوژی. و اینکه با دکتر صاد حرف بزنم. بعد جذابیت ماجرا اینه که دکتر صاد هم الان توی همون جلسه دفاعه!!xa0هفته پیش در مورد جلسه و
و این خلاصه غمهای روزگار من است - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 13:22
وحشتناکترین بعد قضیه این است که؛ آنان درهای کارخانهها، ادارهها و دانشکدهها را به روی زنان باز میکنند، ولی همچنان عقیده دارند : "برای یک زن محترم، ازدواج بهترین کسب و کار است!"xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa...
منفی 30 درجه - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 13:22
من هيچكس را آنسوی ديوارها نداشته باشم شايدامادر اين غروب كسالتبارهيچچيز به اندازهٔ تلفنی از زندانخوشحالم نمیكندو مردی كه اعتراف كندگاهیبه جای آزادیبه من میانديشد.xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa...
پر نقشتر از فرش دلم بافتهای نیست...! - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 13:22
بی بیهای ما پای دار قالی حرفهایی میزدند، میگفتند تار و پودی که زن آبستن و زائو ابزار زده باشد، شل و وارفته است. فرشی که پیرزن بافته باشد، گرم است و به درد خواب زمستان میخورد. فرش دختر مجرد، تیز ر
دنبال یه نشونه میگردم... - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
یک. هم اکنون متوجه شدم ترم بعدی درسی که در مورد تدریسش شک داشتم رو توی چارت درسی به اسم من گذاشته! و ساعتش هم 7:30 صبحه. و در این مورد باهام مشورت نکرده. کی؟ مدیر گروهی که سال بالاییمه! روزی که من فاز
بازی ایران - عمان - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
تنها کاربرد سردار آزمون توی چند سال اخیر این بود که به علیرضا بیرانوند علامت داد پنالتی کدوم سمت زده میشه! :) بازم دمش گرم D: + اجازه دارم رو علیرضا جهانبخش کراش بزنم؟ =)
mood - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
یه جور وضعیت روحیای دارم هر کی بهم گفت 4-5 نمره بده امتحانم پاس بشه یا مشروط نشم گفتم باشه. خدایا میشه کمک کنی یه کم؟
تلخ میدانستمت... اما نه این مقدار تلخ! - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
xa0 اینبار در کالبدی دیگر اگر به تو بازگشتم قطعاً پرنده خواهم شد با اوّلین تکان از تو خواهم پرید!xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0ریحانه جهانی
فکر عاقل کردنم هرگز نباش... من از این دیوانگی سَر میروم - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
اول، حرف دومم را مینویسم که دوستت دارم. اما این روزها خودم را توی ماشینی میبینم که جلوتر از همه میراند، بیهیچ مبدایی، مقصدی، رسیدنی. یا مثل آن تبلیغ تلویزیون، انگار مردی با شانههای افتادهام، ک
مرگ بر تون :/ - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
جهانبخشمو انداختن :((( + این صحنه رو تعمیم بدید به همه جنبههای زندگی.. به همه تفاوتهای ما و ژاپن.
آیا تو آن گم شدهام هستی؟ - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
بیش از ده روز از آزمون جامع میگذرد و با اینکه برای بعد از این امتحان لعنتی کلی برنامه داشتم تا به کارهای عقب افتادهام سر و سامان بدهم، هیچ غلطی نکردم. قرار بود برای ترم بعدی که شنبه شروع میشود مطال
ونه گات - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
خب.. خب... به نظر میرسه یه نویسنده داره به نویسندگان مورد علاقهام اضافه میشه. (این)
تردید - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
در مهى دست و پا مى زنم كه از موهاى تو ريخته بر همه چيز. اشيا و الفبا. دستم را مى برم توى خيسى و بر سنگ ها و درخت مى كشم. هو مى كشم. ها مى كنم رو شيشه ها و نامت رو مى نويسم. فرو مى ريزى. مثل مه و آب. ر
دنیا به سمت عشق دری وا نمیکند - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 12:46
مریم، تو بر صلیب نباشی نمیشودزن باشی و غریب نباشی نمیشود+ از این دکلمه احسان افشاری
معمای پیچیده ازدواج - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:26
صبح امروز رو در حالی شروع کردم که استاد راهنمام زنگ زد و بیدارم کرد. و خب من اول صبح صدام شبیه محسن چاوشیه :)) استادم اونور گفت عه خانم مهندس صدات چرا این شکلی شده؟ مریض شدی؟ سرماخوردی؟! دیدم چی بگم گ
واژگونی اتوبوس :( - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:26
به قول یکی از بچههای توییتر بابت تمام دفعاتی که واسه شوخی با بچههای علوم تحقیقات از لفظ علوم تفریحات استفاده کردم الان عذاب وجدان دارم! خدا به خانوادههاشون صبر بده....
بازم شکر... خیلیا همین برگ رو هم ندارن! :)) - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:26
xa0 از شرایط موجود در این عکس، فقط برگش رو دارم :| :)))) عنوان هم جملهایه که احتمالا اگه مامانم وبلاگ رو میخوند، کامنت میذاشت D: بعد اگه اینجا اینستاگرام بود باید نسترن رو به خاطر اهدای اون برگ منشن میکردم :) دیدید حالا... من یه برگی دارم که نسترن بهم داده. چندتاتون برگ نسترنی دارید؟ :)))
دل بازیگوش من تازگیا بیتفاوت شده! - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:26
بعد لینکدین اینجوریه که هر روز یه نفر درخواست جوین شدن به شما رو میده و وقتی اکسپتش کردی میاد مینویسه متشکرم. اگر بنویسی خواهش میکنم میپرسه امکانش هست فرصت آشنایی بیشتر داشته باشم؟! اوایل بحث میکردم و