سرزمین عجایب :) - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 2:58
خاطره باز تر از خودم هم اتاقیمه که تمام مدت آهنگای یه قرن پیش گوگوش و مهستی و اینا رو گوش میده و با وجود عدم اعتقاد مطلق به عارمانهای عنقلاب الان با ماکزیمم صدای ممکن "بهمن خونین جاویدان..." پلی کرده!!!!بیربط: میدونستید اسم اصلی مهستی افتخار دده بالا بوده؟ هایده هم معصومه دده بالا! احتمالا میدونستید...
وروجک عمته :| - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 2:58
دارم با این مردک فسیل به مشکل میخورم! دیروز اومد گفت میتونم شمارهتون رو داشته باشم. گفتم سوال دارید همین جا بفرمایید. نوشت یه طرح روی دندون مصنوعی دارم حالام که شما مهندسی پزشکی میخونید تقدیمش کنم به شما! (ملت دو روز دیگه خرس و شکلات و اینا میگیرن، به من طرح دندون مصنوعی تقدیم میشه! :|) گفتم نه لازم...
خدا امشب نزدیک ماهه :) - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 2:58
هی خودمو خط زدم...به تو مُهر نباید زدم...ولی دیگه نمیخوام... تا آخر راه میام؛ با تو هر جای دنیا میام!+ این آهنگ رو خیلی دوست دارم. به این شکل که سه ساعت جزوه آنالیز جلوم بازه و دارم اون چند خط بالا رو داد میزنم با آهنگ :))) به نظر میرسه ولنتاین و سینگل بودن داره عین جزر و مد روم اثر میذاره. هر چند ب...
با تشکر از عوامل پشت صحنه - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 15:15
جهنم جاییه که همه جمعههاش مجبوری گزارش کار بنویسی :| از پوزیشن درازکش به پشت میزنشینی و نوشتن گزارش روی آوردم و با ماکسیمم صدای ممکن دارم این آهنگ رو گوش میدم که فکر تخت از سرم بیاد بیرون! نخواب مریم... تو میتونی :|برچسبها: تهران در بعد از ظهر
حقیقتا قانع شدم! - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 15:15
خوب فردا با معاون وزیر جلسه داریم! و حدودا 25 نفر توی جلسه هستن و من صورتجلسهشو دیروز آماده کردم وxa0 گزارش و پاورپوینت رو تا همین الان داشتم آماده میکردم (جونم دراومد!) و الان منتظر تایید از جناب مدیر عامل هستم. خیلی شیک و مجلسی ارائه رو هم گفتن خودت بده! اون حرفایی که قراره بزنم خیلی مهم نیست. دیگ...
شلوغ ترین روز دی! - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 15:15
جلسه صبح جلسه شب اون پسره که وسط وایساده و قدش بلنده تمام جلسه بهم لبخند زد. انقدر که آخرش خندم گرفته بود که فازت چیه داداچ :d موقع رفتنشون سرشو به نشانه تشکر تکون میداد من یه جا جدا وایساده بودم. اومد جلو گفت نایس تو میت یو! من هنگ نگاش کردم. تنکیو هم یادم نمی اومد اون موقع :))) بعد یکی از دخترا بر...
اوصیکم به سنگینی و وقار در مجالس عروسیD: - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 15:15
اهل کاشانم ...اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب، من با تبخانهای در طرف دیگر شب ساختهام HOME| EMAIL| PROFILE DESIGNER MARYam آمار
برف آمد، برف آمد یک زمستان گم شدم - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 15:15
u200fبرف ده سالگي بخاطر آدم برفي هايش،برف چهارده سالگي بخاطر اخبار و تعطيليهايش،برف هجده سالگي را درست يادم نيست در ميان افكار يخ زده بودمبرف بيست سالگي قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهايمبرف بيست و پنج سالگي به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد ... xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0...
موجیم که آسودگی ما عدم ماست! - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:46
خیلی خستم! به زور چشامو باز نگه داشتم. از 6 صبح بیدارم و فردا هم ارائه دارم. الان همزمان که اسلاید درست میکنم لوگو و گیف میسازیم برای تبلیغات! امروز بعد از جلسه صبح با 100 نفر بیشتر حرف زدم! اون آهنگ هیجانی چند پست قبل داره با ماکسیمم صدای ممکن پخش میشه که خوابم نبره :/ مطمئنم تو زندگی قبلی خودم ران...
برگشتم! - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:46
تعطیلات سه روزه تموم شد و امروز عصر برگشتم پایتخت. چهارشنبه برای ترم بعد که قراره درس بدم سرفصل آماده کردم و خدا میدونه قراره چیکار کنم سرکلاس :))) حالا که ایده بازار پیش اومده و هم زمان بحث تدریس پیشنهاد شد، حس میکنم علاقهام به کارای اجرایی بیشتره! ولی همچنان عشق تدریسم دارم ولی بین خودمون بمونه هم...
دستبند - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:46
[unable to retrieve full-text content]   به مناسبت روز دانشجو دستبند کادو گرفتم ^ - ^ اصولا به دانشجویان جدید الورود کادو میدن ذوق داشته باشن. من به عنوان گونه‌ی بعید الخروج جایزه گرفتم D:
چرا همه چی با هم بهم میریزه! - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:46
همه کارام دوباره قاتی شده! حجم درس و تمرینها به کنار! آخر هفتهای که به خاطر قولی که برای کمک به پایاننامه یه دوست دادم کاملا پره به کنار! ایده بازاری که تیممون شبیه لشکر شکست خورده شده و بچهها به خاطر میان ترم کم کار شدن به کنار! یه سری اتفاق پیش بینی نشده! و مریضی عمو :( خدایا خودت کمک کن عمل فرداش...
تَکرار میکنیم حقانیت حذف شدنی نیست! - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:46
xa0میگه حواست هست؟ دانشجوی دکتراییها! ستارهدار نشی یه وقت؟ میگم: هر شب ستارهای به زمین میکشند و باز این آسمان غم زده غرق ستارههاست! :) امروز که ساعت 3 توی دانشگاه به مناسب 16 آذر سخنرانی بود. گفتم که نمیرم. اونم با این همه کار... از صبح دوستم زنگ میزد و میگفتم که نمیام. و اونم میگفت تو نری منم نمیام...
روزهای خوب تو راهن :) - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:46
صبح سرد پاییزی که اصلا دلت نمیخواد از تخت بیای پایین و به حجم کارات فکر میکنی و برنامهریزی میکنی چطور به همهشون برسی و چقدر امروز باید راه بری... و همزمان داری فحش میدی که لعنت به این زندگی که همش باید توش بیدار شد! یهو اسمس میاد با کمال مسرت شما به عضویت بنیاد ملی نخبگان در اومدید! میتونم بگم با شی...
زندگی در دنیای رنگها - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:46
[unable to retrieve full-text content] 
سفارشی :) - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:46
[unable to retrieve full-text content]این مدل آهنگا رو میسازن صرفا جهت اینکه بعد از یازده من بتونم بیدار بمونم!! :)
بگذر تا در شرار من نسوزی - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:46
خداحافظی کردم از تک تکشون و داشتم فکر میکردم تمام مدتی که توی اون مبل چرمی سیاه فرو رفته بودم از اینکه تنها مونث اون جلسه بودم معذب بودم! به خصوص اینکه قرار شد جمعه هم یه نمایشگاهی برم که چندان مایل نبودم. و با اینکه مخالفتم رو نشون دادم موفق نشدم بگم که نمیخوام بیام. درو که باز کردم که برم؛ صدام کر...
آی نفس ... دل تو را هوس! - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 19:00
دستهای توصبحی روشناندصبح جمعهی پاییزکه زیر ملافهی سردی به موسیقی دوری گوش میکنم.xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
مثلث افسردگی در غروب جمعه! - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 19:00
[unable to retrieve full-text content]میانترم، اسپانیا، پرتغال
دوره بازگشت - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 1:47
هنو بیدارم!!! شاید سوال شه براتون چه جوری؟ خوب باید بگم به سختی و البته به لطف کاظم - فلاسکم- و خوردن یه بشکه کاپوچینوی غلیظ! فلاسکم مرد ِ روزای سخت زندگیم بوده! واسه همین اسمش کاظمه :) با وجود این بیداری؛ همورک فردامو در مورد سنسورها انجام ندادم! و این در حالیه که استاد صدا میکنه بری پای تابلو و تو...